هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | گنجه | سرداب

عباس می‌گه من در لحظه زندگی می‌کنم. اما خودم اینطور فکر نمی‌کنم. اصلاً راستش رو بخوای زمان برای من مفهوم پیچیده و گیج کننده‌ای شده. من هنوز اونطور که باید نتونستم ماهیت زمان رو کشف کنم. نتونستم دورش بزنم. در لحظه زندگی کردن به نظرم خوبه اما کافی نیست. اگر نتونی از زمان پیشی بگیری دست کم باید بتونی برگردی و گذشته‌ رو تغییر بدی. هرچند شاید تغییر دادن گذشته کار بیهوده‌ای به نظر برسه. اما فکر کن گذشته چه تاثیری تو آینده داره؟


برچسب‌ها: عباس, زندگی, زمان, گذشته

سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲  تیرمن  این نبشته را گذاشت روی طاقچه‌ی ذهن می‌دود! [ ]



آخرین پنج‌شنبه‌ی پاییز» قطار جوانی رفت؟» خرده خواسته‌های یک معمار پرمشغله» نقطه‌ی کم‌زمانی»