تبليغاتX
تیرمن

هشتی | چاپار برقی | سجل | بنچاق | طاقچه‏ها | نردبان | چارسو | ايوان | سرداب

شغالِ‏ ناچار روباره دودوزه را دوست خود می‏خواند و روباه دودوزه گرگ دریده را دشمن خود. فقط از برای اینکه بزرگ انگاشته شوند. و گرگ که دوست هیچکس نیست و از سایه‏ی خود نیز می‏هراسد از همه خُرد‏تر است.

شنبه 12 دی1388 | تیرمن ادب از که آموخت؟! |

بنده‏اش از حکیمش پرسید دلخوشی بهتر یا غم بهتر؟
فرمود غم بهتر. که دلخوشی کمتر هست وگرش باشد بی‏درنگ از دل برود و چون برفت دگر بار باز نگردد. چون آنکه غم از راه رسیده و ماندگار می‏شود و او را مجالی در دل نیست. پس غم بهتر.

پنجشنبه 12 آذر1388 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |

همیشه راز‌ها راستی‌های رمرز‌گونه نیستند. نکته‌هایی باریک‌تر از مو هستند که بازگو نکردنشان مهم‌تر از خوشان است.

یکشنبه 23 فروردین1388 | اصل مطلب این نیست! |

ترفند شماره ی ١٨٨ از کتاب «نوروز را چگونه خوش بگذرانیم» اثر یک بنده ی خدا:
به مهمانی که می روید در جیب مبارک کشمش یا همان کیشمیش بریزید. بعضی از صاحبخانه ها برای آجیل عید فقط نخودچی می خرند و کیشمیشش را فراموش می کنند.

پنجشنبه 6 فروردین1388 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |
به نظرم دو قدم مانده به صبح ایراد های نه چندان کوچکی دارد که به شرح ذیل می باشد:

_ دیر وقت پخش می شود و تکرار ندارد.
_ تیتراژ رویایی ای دارد که مرا بیش از حد مجاز هوایی می کند.
_ مجری مرغزار نشین دست به سینه ای دارد که تهیه کننده را بسیار تحویل می گیرد.
_ و از همه مهم تر اینکه به خاطر تماشایش به من انگ روشنفکری می زنند!
یکشنبه 27 بهمن1387 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |
نوشته ی تقریباً همیشگی یکی از تابلو های هوشمند ترافیک:
[بزرگراه]
همت سنگین[است]
[از بزرگراه شیخ فضل الله] نوری تا [خیابان شیخ] بهائی[!]
چهارشنبه 16 بهمن1387 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |
اولین دیدار همان قدر مهم است که نباید باشد!
شنبه 16 آذر1387 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |
همشهری جوان هفته نامه ای است که لابه لای اطلاعات سرشناسنامه اش نوشته: «هفته نامه فرهنگی اجتماعی جوانان» که ای کاش می نوشت: «دایرﺓ المعارف فرهنگی اجتماعی جوانان»
دایرﺓ المعارف کلمه بزرگ و نچسبی است. به راحتی در دهان نمی چرخد. اما در کنار اسم همشهری جوان حسابی کوچک و بچسب می شود. به راحتی خوانده می شود و برای تنویر افکار عمومی جوان و البته غیر جوان در باره ماهیت همشهری جوان بسیار مفید و کارآمد خواهد بود.
شاید بعضی ها (آنهایی که همیشه همشهری جوان می خوانند، آنهایی که دست کم یکبار یک شماره اش را خوانده اند و یا آنهایی که تا به حال آن را نخوانده اند ولی تعریفش را بار ها و بارها شنیده اند) تصور کنند استفاده از واژه ثقیل دایرﺓ المعارف ناشی از وجود بخش هایی چون روز ها و جهان بین سایر موضوعات و بخش های مجله است. اما اگر همین بعضی ها کمی عمیق تر فکر کنند در خواهند یافت که هفته نامه همشهری جوان مجله ای است که اطلاعات فرهنگی و اجتماعی مورد نیاز جوانان در آن فوران می کند و مخاطب را لحظه ای_بی اطلاع از دنیای اطرف_ به حال خودش رها نمی کند.
وقتی از همشهری جوان حرف می زنیم از هفته نامه ای صحبت می کنیم که از همان ابتدا با صفحه ی «بسم الله» کارش را شروع می کند و هر هفته از حرف ها و حدیث های نخوانده و نشنیده تر(کمتر خوانده و شنیده شده) برای خواننده مشتاق اش روایت تازه ای به ارمغان می آورد. به عبارتی این صفحه دانشنامه ای است سرشار از معارف معنوی.
سوال: اینکه بدانی خدای تو و اولیاﺀ او چه گفته اند دایرﺓ المعارف نیست؟!
اگر خواننده اش بتواند از صفحه ی جذاب و دلنشین «بسم الله» دل برکند و کمی جلو تر حوصله خواندن یادداشت ها را داشته باشد باید بداند که یکی از عجیب ترین دایرﺓ المعارف های مکتوب هم اکنون مقابل چشمان اوست. اینجا اگر یادداشت ها را تا انتها بخوانی و بخشی از نکات مهم اش را در گوشه ای از ذهنت به خاطر بسپاری در خواهی یافت که پدربزرگ آقای رضایی در شکل گیری شخصیت/افکار/قلم ایشان کم بی تاثیر نبوده است. همچنین می توان فهمید به نظر خانم مرشدزاده نخبه واقعی کیست؟ یا حتی به سادگی متوجه می شوی که اسطوره در نگاه اعضای تحریریه چگونه است و مثال بارزش این روز ها کیست؟
سوال: اینها جمع جمیع دانستینی ها نیست؟
اینکه روز ها، جهان، رازهای سرزمین من، مهمانXهفته و گالری و البته سایر بخش ها و موضوعات مجله چگونه می توانند هر یک به تنهایی دایرﺓ المعارف باشند و از آنها استفاده کرد را خود خواننده بهتر می داند. اما شاید خواننده هایش ندانند که دبیر تحریره ی فعلی دوست دارد روزی دایرﺓ المعارف نویس شود.
سوال: خاصیت مجموعه همشهری جوان باعث شده آقای رضایی چنین آرزویی داشته باشند یا رویکرد ایشان_ابتدا به عنوان یکی از نویسنده ها و بعد به عنوان دبیر تحریریه_ در نحوه پرداختن به سوژه ها؟

پی نوشت
_ قرار است بیشتر از ٥٠٠ کلمه نشود. وگرنه روده درازی را خوب بلدم. اما به عنوان آخرین نکته باید یاد آور شد که با توجه به خاصیت همشهری جوان می نماید مجموعه ای از تمام شماره های منتشر شده تحت هر عنوان و البته به هر شکل ممکن تهیه شود و در اختیار خواننده ی همشهری جوان قرار گیرد تا یک مجموعه کامل از دایرﺓ المعارفی هفتگی با تیتر های جذاب به گنجینه ی داشته هایش اضافه شود.
_ وقتی از همشهری جوان حرف می زنیم دقیقاً از دو کلمه حرف حساب حرف می زنیم. و چقدر خوب که وبلاگ من چنین موضوعی را از قبل پیش بینی کرده!
دوشنبه 8 مهر1387 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |

هر کم و کاستی تو این دنیا هست، تقصیر وجدان ما آدم هاست!

چهارشنبه 12 تیر1387 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |

شب تولد یکی از بهترین اوقاتی است که هر کس می تواند «ناز کردن» را امتحان کند و نتایجش را در لحظه ببیند!

چهارشنبه 12 تیر1387 | یک کلمه و نصفی حرف حساب! |

به رنگ بهار!» جرم ناصفرم آرزوست!» میقان؛ زیبای مخدوش!» موبايل پست!» آزادی نزد من فراری است!»