تبليغاتX
تیرمن - نارسا

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

کوه، رسا
سنگ، رسا
نغمه‏ی آبها رسا

برگ، رسا
ساقه رسا
قامت آرزو رسا


آه ای کلمات نارسا!

پی‏نوشت
_ نمی‏دانم چرا یک آن فکر کردم به جای من مرحوم عمران صلاحی حرفی زده. چیزی که زبان حال من باشد. از بین شعر‏هایش به این رسیدم.


برچسب‌ها: عمران صلاحی, شعر, نارسا, زبان بند آمده
دوشنبه 12 دی1390  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه ادبیات |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»