کوه، رسا
سنگ، رسا
نغمهی آبها رسا
برگ، رسا
ساقه رسا
قامت آرزو رسا
آه ای کلمات نارسا!
پینوشت
_ نمیدانم چرا یک آن فکر کردم به جای من مرحوم عمران صلاحی حرفی زده. چیزی که زبان حال من باشد. از بین شعرهایش به این رسیدم.
برچسبها:
عمران صلاحی,
شعر,
نارسا,
زبان بند آمده