تبليغاتX
تیرمن - یک حسابگر بیکار!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

از گپ زدن باهاش پشیمون میشی بس که از این و اون میگه. مدام برای مال مردم چرتکه میندازه. کلاً دوست داره سر از کار مردم در بیاره. اگر دو دقیقه کنارش بشینی به اندازه ی دو ساعت تخلیه ی اطلاعاتی می شی! حالا خود دانی تیرمن جان! دوست داری بشین دوست نداری نشین!

یکشنبه 28 بهمن1386  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه تیرمن ادب از که آموخت؟! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»