دیشب من و خواهرم در پیادهروهای انقلاب و کریمخان برای عملی کردن یکی از ایدههایش چندی گام برداشتیم. ایدهای که به سادگی مالکیتش را از دست دادم و حالا ایدهی خواهرم است. هر چند من و خواهرم نداریم و اصولاً اصل مطلب این نیست. اصل مطلب خیلی چیزهای دیگر است که مجالی فراختر از اینها میخواهد. و البته گوشی کر برای شیطان!
بعدالتحریر: یادم رفت. قرار است از این پس به یک تکه موسیقی که به حال و هوایم وقت نوشتن هر پست نزدیک است و به طور کلی به بازسازی فضا کمک میکند اشاره کنم. اصلاً یکی از دلایلم برای انتخاب عنوان این پست همین بود. حالا چطور شد یادم رفت؟! نمیدانم!
حالا موسیقی این پست قطعهی The Reel از آلبوم آوای زمین باغ اسرار است.لینک کمکی۱لینک کمکی۲
برچسبها:
ایده,
خواهر,
شیطان