تبليغاتX
تیرمن - خرده عشق‏های مسافری

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

عاشق سفر‏های یکی_دو روزه‏ام. بروی که رفته باشی. بی هیچ برنامه‏ و قراری. هر چه پیش آید و این حرف‏ها. عاشق صندلی عقب ماشین‏ام و شیشه‏ی نیمه بازش و خنکای باد پاییزی روی گونه‏هایم و جاده‏ی سیاهکل به دیلمان. عاشق بلدوزر تنها و متروکی هستم که لابه‏لای دم و دستگاهش علف سبز شده، اما هنوز لبخند می‏زند. عاشق اتاقکی هستم که سقف ندارد؛ اما یک پنجره دارد رو به هزار هزار برگ سبز که هنوز تن به پاییز نسپرده‏اند.



پی‏نوشت
_ کاش قلبم در میان تنم روزنه‏ای بود چون این پنجره.

یکشنبه 24 مهر1390  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه قاب‌های تیرمن |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»