_ بعضی انتقادها خیلی واردند. مثل این یکی که میگه دور از همه، دور از همه وقتی یکی به رحمت خدا میره تندی تماس و آه و ناله که دیدی چی شد؟! فلانی هم به رحمت خدا رفت. تشیع جنازه و سوم و هفتش فردا و پسفرداست. گفتم خبر داده باشم و این حرفها. اما اگه یکی باز دور از همه راهش به مریضخونه بیوفته، یا نه، همون خونه تو بستر بیافته کسی به بقیه خبر نمیده. اصلاً مهمتر از اون چرا باید کسی به بقیه خبر بده؟ بقیه چرا باید بیخبر باشند. یکم مهمتر اینکه چرا حالا بقیه؟ مگه همیشه نمیگیم ما رو خودی حساب کنید؟ پس چرا من، تو، او، ما و شما و آنها همگی بقیهایم؟
_ پیش مامانم. پبش درد. پیش تمام خوبی.