تبليغاتX
تیرمن - پیش تمام خوبی

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

_ بعضی انتقاد‏ها خیلی واردند. مثل این یکی که می‎گه دور از همه، دور از همه وقتی یکی به رحمت خدا می‏ره تندی تماس و آه و ناله که دیدی چی شد؟! فلانی هم به رحمت خدا رفت. تشیع جنازه و سوم و هفتش فردا و پس‏فرداست. گفتم خبر داده باشم و این حرف‏ها. اما اگه یکی باز دور از همه راهش به مریضخونه بیوفته، یا نه، همون خونه تو بستر بی‏‏افته کسی به بقیه خبر نمی‏ده. اصلاً مهمتر از اون چرا باید کسی به بقیه خبر بده؟ بقیه چرا باید بی‏خبر باشند. یکم مهمتر اینکه چرا حالا بقیه؟ مگه همیشه نمی‏گیم ما رو خودی حساب کنید؟ پس چرا من، تو، او، ما و شما و آنها همگی بقیه‏ایم؟
_ پیش مامانم. پبش درد. پیش تمام خوبی.
دوشنبه 11 مهر1390  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه بنچ‌مارکات! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»