آن فصل رویایی باشد و هوا غوغایی
عصرها بیکاری باشد و جیبها پولداری
پیاده رویی باشد عریض و طویل
پر از آب و برگ و صدا و کمی شیب
برسد به یک کافه گالری دنج، خلوت و روشن
رو به بیرون پنجره ای باشد
و میز کنار پنجره که همیشه برای توست
و گارسنی که نمیپرسد: «چی میل دارید؟»
و یک جمع مثبتدونفره
و قرار شعر خوانی، تماشای عکس و ...
و برای خودمان قانون داشته باشیم
و زبانی تازه بسازیم
و روزنهای نو بیابیم
راستی!
آنجا اتاقی باشد برای تفریح
و به راه باشد؛ چیزی مثل پینگ پنگ، دارت و فوتبال دستی
و شور و اشتیاق بازی
و کری خواندن و جرزنی
آنگاه برد و باخت جنجالی
و سالی یک بار قهر و آشتی