تبليغاتX
تیرمن - به فیس‏بوک بر‏می‏گردیم!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

حدود یک هفته‏اس که به فیس‏بوک برگشتم و نمایه‏ام رو سرو سامون دادم. دوست ندارم بیشتر از این برای دوستان No Response باشم. هرچند به وجود چنین فضا و امکانی اساساً خوشبین نیستم، اما احساس می‏کنم تو این برهه از زندگی‏ام بودنش بهتر از نبودنشه!

پی‏نوشت
_ اساساً خوشبین نیستم یعنی نه اینکه بد‏بین‏ام. یعنی دقیقاً اینکه با توجه به شرایط خاص استفاده از فیس‏بوک در ایران و البته فرهنگ جامعه‏ی فارسی زبونای فیس‏بوک امیدی ندارم. که مثلاً همکلاسی و همبازی و بچه محل دوران ابتدایی رو پیدا کنم و ذوق و داد و بیداد که فلانی کجای؟ منو یادته؟ کوچه‏ی فلان، مدرسه‏ی فلان! یادته؟

یکشنبه 28 فروردین1390  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه بنچ‌مارکات! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»