تبليغاتX
تیرمن - دل‏درد کارگر کوچولو

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

دلم برای دلهره‏ی کار، قول و قرارش و برای خستگی عصرانه تنگ شده بود. دلم روز‏های معمولی می‏خواست.

پی نوشت
_ راه انداختن دوباره‏ی کار و بار بعد از تعطیلات دردسر‏های خودش رو داره. گرچه ما در تعیطلات با نصفِ  نصف ظرفیت کار می‏کردیم.
_ روز‏های معمولی به از رو‏زهای تعطیلی. این رو شاعر گردن شکسته می‏گه. خوب شاید اون هم مثل من عیدش عید نبوده. خدا داند.

سه شنبه 16 فروردین1390  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه بنچ‌مارکات! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»