تبليغاتX
تیرمن - لاحته!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

امیر حسین چهار ساله از پلی‏استیشن بازی کردنش می‏گوید:
مــــــــــــــــن می‏خوام پلی‏شن بازی کنم. [مرحله‏ی] یک‏ش رو من میلم. لاحته.  دوشم من
میلم. لاحته. سه‏شم من میلم. لاحته. چهارش هم لاحت نیست. چهارش سخته. پنجمش هم سخته. سختاشو من میلم. لاحتاشو بابام میله.

پی‏نوشت
_ البته اینکه آدم در لحظه حاضر باشد و بتواند برای خنک شدن دلش امیرحسین را با تمام وجود در آغوش بکشد و به مقدار کافی بفشارد یک چیز دیگر است. من و خواهرم بودیم.


دوشنبه 11 بهمن1389  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه ضد جوش! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»