تبليغاتX
تیرمن - یاری که بی‏نشانی‏ام او را نشان است آروزست.

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

پیر ما را پیامی بود برای یاری. صبا را سفارش چنین فرمود؛ پیام رسان بی‏نام و نشان. صبا بدو گفت: این یار را این روز‏ها پیام از همه است. پشیمان می‏شوی بی‏نام نشان. پیر ما گفت: درنگ نکن. برو و بدان که بی‏نشانی نشان من است.
چهارشنبه 10 آذر1389  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه تیرمن ادب از که آموخت؟! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»