تبليغاتX
تیرمن - میقان؛ زیبای مخدوش!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

عکس‏ها همیشه واقعیت را نشان نمی‏دهند. واقعیت این است که زیبایی این منظره ها مخدوش بود. یعنی شده بود/کرده بودند. ترکیب جاده‏ی معدن و خرابه‏های آن درست میان تالاب و انعکاس آسمان در آب و همچنین کارخانه‏ی فرآوری مواد معدنی درست کنار تالاب و نمای کوه‏های جنوبی از عظمت زیبایی میقان کاسته بودند. حتی اگر حساب کنیم به اندازه‏ی سر سوزن باشد که به نظرم بیشتر بود.
حتی تصور کن کنار تالابی که پناهگاه انواع پرندگان مهاجر است فرودگاه ساخته‏اند. آن هم فرودگاه یک شهر بزرگ مثل اراک. به نظرم وقتی درناها هواپیما‏های پهن پیکر را می‏بینند به هیبت سنقر تالابی می‏خندند. بگذریم از نزدیکی صنایع بزگ اراک مثل کارخانه آلومینیومش و...

پی‏نوشت
_ در متن بالا استفاده از واژه‏ی «درست» مبالغه نبود.
_ طبیعت را از حیوانات گرفته‏ایم و اگر دلمان خیلی هوایشان را داشته باشد جایی برایشان خالی می‏کنیم. اسمش را هم می‏گذاریم پناهگاه حیات وحش!
_جا دارد همه تالاب را با گوگل ارث(Google Earth) رصد کنیم تا ببینیم آنجا چه می‏گذرد؟!
_ افسوس که میقان اینجاست!

پنجشنبه 29 بهمن1388  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه قاب‌های تیرمن |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»