تبليغاتX
تیرمن - شاید روباه، شاید شغال!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

روباهی لابه‏‌لای گل‏‌ها می‌‏دوید و به خیال خودش خرامان می‌‏رفت. شاید روباه نبود و شغالی بود که از ده روبرو فرار می‌‏کرد و افسوس می‌‏خورد؛ که چرا دست و پا چلفتی کرده و مرغ‏‌های کدخدا را یک لقمه‏‌ی چرب نکرده؟ همان‏‌ها که هفته‌‏ی پیش پسرعموی روباهش به خاطر آن‌ها ناپرهیزی کرده بود و از آن ماجرا فقط تعریفش را برای او آورده بود. نه! شاید‌‌ همان روباه بود که می‌‏رفت ده؛ حال مرغ‏های کدخدا را بپرسد و در راه آنی فکر یک مهمانی باشکوه ر‌هایش نمی‌‏کرد.

برچسب‌ها: روباه, شغال, مهمانی
شنبه 9 خرداد1388  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه پر پرواز! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»