تبليغاتX
تیرمن - نگاهك!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

 

_ کوچولو به چی داری نگاه می کنی؟ می بینی چقدر قشنگن!

نمی خوای بهشون غذا بدی؟

اسمشون چیه؟ نمی دونی؟! چرا؟ مگه کارتون نیلز رو یادت نیست؟ چرا یادت نیست؟ آخ آره راست می گی من خودمم به زور یادمه! اسمشون غازه. نه اینا نه! اونا! اونارو می گم. ببین چقدر گردنش درازه؟ مگه اینارو نمیشناسی؟ اینا خروسن! حالا که نیلز رو یادت نیست کاشکی حداقل خونه ی مادر بزرگه رو دیده بودی! اون وقت می دیدی اینا خیلی شبیه بابای پر حنایی و نوک طلایی ان!

 

_ ببین! اینارو کی برده این تو؟ برای چی؟

 

پی نوشت- دیدی تو دنیای خودت غرقی! اصلا حواست نیست! یهو یه فینگیل یه سوال ازت می پرسه که نه تنها جوابی براش نداری بلکه برق از سرت می پره!

 

پنجشنبه 15 شهریور1386  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه قاب‌های تیرمن |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»