تبليغاتX
تیرمن - پست مدرن ترین ندانستن دنیا!

هشتی | چاپارخانه | سردر | بنچاق | پستو‏ها | طاقچه‏‌ها | نردبان | چهارسوق | ایوان | سرداب

دقت کرده ای این روز ها «نمی دانم» ها معنی اصلی شان؛ ندانستن و اظهار نادانی را از دست داده اند؟
به خانواده ی داماد می گویی به! به! به مبارکی و میمنت انشاء الله! و می پرسی آقای داماد چطور با عروس خانوم آشنا شدند؟ مثلاً انتظار داری بگویند عروس و داماد با هم همکلاس بودند و یا مدت هاست با خانواده ی عروس همسایه هستیم و ... اما زهی خیال باطل! چه انتظار بی جایی؟ آنها با کمال خونسردی در جوابت گفته اند: "نمی دانیم" و تو هنوز نتوانسته ای با این جواب کنار بیایی!

پی نوشت
_ البته که این سوال ها پرسیدن ندارد که پرسیدنش نوعی تجسس در زندگی دیگران است و صد البته که جوابش هرچه باشد «نمی دانيم» نیست!

یکشنبه 21 مهر1387  تیرمن  این را گذاشت روی طاقچه تیرمن ادب از که آموخت؟! |

از رندی‌های یک بابا» بی‌قرار حسن‌های یوسف‌ام» ۱۱» قانونمند نیستم؛ اما قانون را دوست دارم...» کتاب، کتاب، کتاب»