تبليغاتX
تیرمن - نگاهک!

هشتی | چاپار برقی | سجل | بنچاق | طاقچه‏ها | نردبان | چارسو | ايوان | سرداب

_ چند وقت پیشا دوتا مارمولک دیدم که یکی داشت اون یکی رو می خورد. یاد قانون خودم افتادم:

مارمولک آدمخوار

آدم مارمولک خوار

مارمولک مارمولک خوار

آدم آدمخوار!

 

_ این یکی رو ببین. ببین چقدر آروم و متین صبر کرد تا من دکمه ی شاتر رو بزنم؟ ببین چطور بر خلاف غریزه اش فرار نکرد! چه  شهامتی؟ چه جسارتی؟ با این کارش خودشو برای من جاودانه کرد. خودشو تو تاریخ ثبت کرد. تصور می کنم ما آدما هم می تونیم گاهی اوقات خلاف اون چه که باید باشیم عمل کنیم. این طوری شاید خودمونو حداقل برای یه نفر جاودانه کنیم!

 

پ ن- برای جاوید شدن باید چیزی یا کسی فراتر بود!

 

یکشنبه 7 مرداد1386 | قاب‌های تیرمن |

زنده به گم» مأموریت‏ عکاسانه » ت مثل تنبلی، مثل تلاش؛ تلاش برای تنازع بقا» بابا تو دیگه کی هستی؟!» دعا به جان آقای طاهری»