وقتی می بینمش حس می کنم خستس. رنجوره. فکر کنم یه مسافرت بتونه کمکش کنه. ازش می پرسم چرا با خونواده نمی ره سفر؟ میگه به خاطر شرایط کاری باباش بیشتر از دو سه روز نمی تونن برن سفر. از طرفی هیچ کدومشون به غیر از باباش حاضر نمی شن کمتر از چهار روز برنامه ای برای سفر داشته باشن!
پی نوشت- به این فکر می کنم که گاهی وقتا یه نصفه روز که خوش بگذره می تونه خیلی بهتر از یه سفر دو سه روزه ی کمی تا قسمتی کسل کننده باشه!