تبليغاتX
تیرمن - چرا تیرمن؟ چرا دوچرخه؟!

هشتی | چاپار برقی | سجل | بنچاق | طاقچه‏ها | نردبان | چارسو | ايوان | سرداب

_ پر واضحه که "تیرمن" اسمی که من برای خودم و وبلاگم انتخاب کردم. این اسم از دوتا کلمه ی "تیر" به علاوه ی "من" تشکیل شده. منظور از "تیر" تیرماه و منظور از "من" همون کلمه ی معروف انگلیسیه. با این حساب "تیرمن" بر وزن سوپرمن یعنی متولد تیرماه مثلا!
قبلا بارها گفتم که از دوچرخه و دوچرخه سواری به عنوان یه ورزش یا تفریح خیلی خوشم میاد. به نظرم دوچرخه یکی از بهترین اختراعات بشر تا به حال بوده . درسته که الان چند وقته که تو لیست اموال شخصیم دیگه اسمی از دوچرخه نیست ولی هیچ وقت یادم نمی ره که بهترین دوستای من دوچرخه های بزرگ و کوچیکم بودن. به همین دلیل از همون موقع که دو چرخه از لیست خط خورده تا حالا دارم دست و پا می زنم تا شاید دوباره ...
_ از اونجایی که قالب وبلاگ رو خودم طراحی کردم سعی کردم کمی مفهومی کار کنم و به همین دلیل اول راجع به بنر وبلاگ توضیح می دم.
[در اولین قدم تیرمن برای پیمودن مسیر دو چرخه رو انتخاب کرده. این یعنی انتخاب وسیله ای ساده و در عین حال مطمئن. تیرمن٬ پسرک قصه ی ما سوار دوچرخه داره از مسیری پر از ناهمواری عبور می کنه. منظور از مسیر پر از نا همواری همون زندگیه. حرکت تیرمن از سمت چپ به راسته. همیشه سمت چپ نمادی از بدی ها و کاستی ها و سمت راست نمادی از کمال و خوبی ها بوده. پس حرکت تیرمن به سمت کمال یا همون خورشیده! خورشیدی که تیرمن دنبالشه در واقع جزئی از وجود تیرمنه.(هرکس کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش) تیرمن در حال حاضر داره از یه سراشیبی بالا میره. این یعنی تیرمن داره وارد مرحله ی سختی از زندگی (جوونی) می شه. چه بسا خیلی وقته وارد این مرحله شده!]
به نظر میرسه دونستن این نکته که چرا رنگ غالب تو وبلاگ قرمز و طوسیه برای بعضیا مهم باشه. باید بگم بهتره که ذهن خودتون رو بی خودی مشغول نکنید. چون اصلا دلیل خاصی نداره. اصلا دلم خواست! البته حس کنجکاوی مخاطب که از خیر هیچ کنجی تو وبلاگ نمیگذره قابل تحسینه.
در حال حاضر تو بخش آرشیو موضوعی چهار تا عنوان ثبت شده که راجع به اونا توضیح می دم و احتمالا این عناوین بیشتر میشن که هر وقت این اتفاق افتاد توضیح مربوطه رو ثبت می کنم. اولین موضوع عکس های تیرمنه که مربوط به عکس هایی میشه که خودم گرفتم. به نظرم ابراز احساسات یا بیان نظرات یکی از سخت ترین کار هاست که گاهی اوقات یه عکس می تونه در بیان یا انتقال اونها کمک کنه. پس با این حساب نوشته های مربوط به هر عکس یه نوع نظر یا ابراز احساساته. موضوع دوم که روز مزگی ها باشه مربوط میشه به اتفاقات کوچیک و بزرگی که تشخیص دادم تا تو وبلاگ ثبت کنم. و روزمزگی به جای روزمرگی فقط به خاطر اینکه هر اتفاق یه مزه ای داره. یا ترشه یا شیرین و شاید گاهی ملس!
موضوع بعدی یعنی "تیرمن ادب از که آموخت؟" رو خیلی دوست دارم و در واقع این موضوع رو تو وبلاگ خودم یه ابتکار می دونم. در رابطه با این موضوع قراره راجع به رفتار و عقاید ناپسند دیگران بنویسم. اینجا راوی خودمم و شخصیت مجهول قصه کسیه که باعث میشه من احساس کنم رفتاری اشتباه داره. و اما موضوع آخر همونطور که از اسمش پیداست مربوط میشه به اونچه که من ننوشتم. به عبارتی تمام نوشته ها و شنیده هایی که به طبع من خوش اومدن رو توی این بخش ثبت می کنم.

پی نوشت
_ پی نوشت های این پست در پست بعدی ثبت خواهد شد!

 
شنبه 10 شهریور1386 | بنچ‌مارکات! |

جور بدی می‏ترسم!» آن روز بعد از امتحان...» به رنگ بهار!» جرم ناصفرم آرزوست!» میقان؛ زیبای مخدوش!»